تبليغاتX
نمیدونه دوسش دارم
آره هانیه خانوم
سلام به دوستان عزیزم هرکی میخواد به من کمک کنه نظر بزاره فعلا بای
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 18:21  توسط محمدرضا عاشق  | 

دست و دل بازترین شاعر شبهای كویر
خسته ام. جا زده ام. بی كسی ام را بپذیر
باز یك كاسه غزل. كوزه لبریز جنون
و حصاری كه تو باشی و همان كلبه متروك و حصیر
چینی نازك تنهایی من را با شعر
امشب از بازترین پنجره ها قرض بگیر
كاش امشب غم طوفان زده ام سر می رفت
دل به دریا بزنم. خواب تو می شد تعبیر
صبر كن فرصت یك جام دگر ندبه بخوان
پشت بام غزل خرد مرا كن تعمیر
راستی دیر شده تیشه فرهاد كجاست؟
نكند دیر بجنبم. برسم با تاخیر؟؟
+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 11:3  توسط محمدرضا عاشق  | 

دوست دارم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 15:41  توسط محمدرضا عاشق  | 

دل سردم بی قراره وقتی که بارون میباره

نم نم بارون اشکات تو رو یاد من میاره

تو برام عزیزی ترینی توی دنیا بهترینی

چشاتو نبند عزیزم تا که عشقمو ببینی

اگه تو پیشم نباشی دلم از غصه میگیره

قلبمو ببین چه جوری توی زندونت اسیره

من تو رو خیلی میخوامت هر چی تو بگی همونه

واسه این ابر بهاری عشق تو یه اسمونه

زیر پات یه برگ زردم بی تو من دچار دردم

حاضرم بمیرم اما هرگز از تو برنگردم                 گلم

 

در دادگاه عشق..............قسمم قلبم بود

وکیلم دلم    حضار جمعی از عاشقان

و دلسوختگان  قاضی نامم را بلند خواند

و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد

و سپس محکوم شدم به تنهایی و مرگ.

کنار چوبهی دار از من خواستند آخرین

خواسنه ام را بگویم و من گفتم به تو  بگویند

دوستت دارم         

                          قشنگمگلم هیچ موقع تنهام نذار

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 12:1  توسط محمدرضا عاشق  | 

تا که بودیم هیچ کس قدر ندانست

 

کشت ما را غم بی هم نفسی

 

تا که خفتیم همه بیدار شدند

 

تا که مردیم همگی یار شدند

 

قدر ان شیشه بدنید که هست

 

نه در ان لحظه که افتاد شکست

لبخند زدی و اسمان ابی شد


شب های قشنگ مهر ..مهتابی شد


پروانه پس از تولد زیباییت


تا اخر عمر غرق بی تابی شد ......

من از این پس به همه عشق جهان می خندم

به هوس بازی این ساده دلان می خندم

من از آن روزی كه دلدارم رفت

به غم و سادگی این بی خبران می خندم

يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .

اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون

 بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم

 و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي

 پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده.وقتي كه

 دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش

 گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو.پسره

 با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :

مراقب چشماي من باش!

 

Image and video hosting by TinyPic 

ميزی برای کار ٬

کاری برای تخت ٬

تختی برای خواب ٬

خوابی برای جان ٬

جانی برای مرگ ٬

مرگی برای ياد ٬

يادی برای سنگ ٬

اين بود زندگی

تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب

و این سان خواب ها را با توزیبا می کنـم هرشب

تبــی این کــاه را چون کوه سنــگین می کند آنگاه

چه آتــش ها که در این کوه بر پا می کنم امشــب

مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست

چگونه با جــنون خود مــدارا می کــنم هــر شب

دلــم فریـــــاد می خواهد ولی در انزوای خویش

چه بــی آزاربا دیوار نــجوا می کــنم هـــر شب

کجا دنــبـــال مفــهومی برای عشـــق می گردی

که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب

سخت است که می نوش کسی دیگر بود

شمع شب خاموش کسی دیگر بود

با یاد کسی که دوستش می داری

عمری در اغوش کسی دیگر بود

تو خراب من الوده نشو...

آدمک مرگ همين جاست ٬بخند

 

 

آن خدايي که بزرگش خواندي

 

 

به خدا مثل تو تنهاست ٬بخند

 

 

دست خطي که تو را عاشق کرد

 

 

شوخي کاغذي ماست٬بخند

 

 

فکر کن درد تو ارزشمند است

 

 

فکر کن گريه چه زيباست ٬بخند

 

 

صبح فردا به شبت نيست که نيست

 

 

تازه انگار

آدمک آخر دنياست ٬بخند

که فرداست ٬بخند

 

 

راستي آنچه که يادت داديم

 

 

پر زدن نيست که درجاست ٬بخند

 

 

آدمک نغمه ي آغاز نخوان

وقتی که می رفتم فکر تو راحت بود


تکرار اسم من از روی عادت بود


وقتی که میرفتی ار غصه وا موندم


مرگم چه زودم بود فردا رو جا موندم


دلخور نشو از من از این که دلتنگم


من با خودم قهرم با تو نمیجنگم


از دست خود رفتم از دست تو دورم

از دوستانی که نظر دادن ممنونم اگه دوست دارین آیدی منو ادد کنین

حالا که تو با منی


می‌چرخم ناگهان


گل رز! براستی گل رزی؟


ياسنگی ميان ديگر سنگ‌ها؟



تو، ای زمان زبان نفهم


می‌‌ترسانی و مي‌‌رنجانی چرا؟


هستی همين که می‌‌گذری


و همين زيباست همين.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 11:37  توسط محمدرضا عاشق  | 

 

بخار دهنم روي شيشه ، تو زمستون ، ثابت مي کنه من هنوز زنده ام ، اما خيلي سريع محو مي شه تا ثابت مي خواهم گلي را برايت بفرستم اما مي ترسم از اينکه پژمرده شود پس "س" را از "گل سرخ" و "ل" را از گل " لاله" ، "ا" را از گل "اطلسي" و "م" را از گل " مريم" بر ميدارم و سلام را تقديمت مي کنم

کنه زندگي چقدر کوتاهه ، دوباره ها مي کنم تا زندگي ادامه داشته باشه

اميدوارم امشب که ميخوابي قشنگترين و بهترين آدم دنيا رو تو خواب ببيني ...

ولي سعي کن بهش عادت نکني چون من هر شب نميتونم بيام به خوابت !!!

 

وقتی خاطره های آدم ها زیاد میشه دیوار اتاقشون پر عکس میشه اما همیشه دلت واسه اونی تنگ میشه که نمیتونی عکسشو به دیوار بزنی

دوست داشتن کساني که دوستمان مي‌دارند کار بزرگي نيست، مهم آن است آنهايي را که ما را دوست ندارند، دوست بداريم

ديشب فرشته اي فرستادم تااز تو مواضبت كنداماوقتي رسيد توخواب بودي زود برگشت وگفت هيچ فرشته اي نمي تواند مواظب فرشته اي ديگر باشد.

در اين دنيا کسی عاشق نمي مونه اخه هيچ کس از اون چيزی نمي دونه همه مي خوان بگن که عاشق هستن ولی انگار همه دنيا پرستن کسی که عاشقه دنيا نداره اخه دل که با اون کاري نداره

گفته بودي دلتنگي هايم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند. مي گفتي قاصدکها گوش شنوا دارند غم هايت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار . من اکنون صاحب دشتي قاصدکم. اما مگر تو نمي دانستي قاصدکهاي خيس از اشک مي ميرند

 

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره

صبح که از خواب بیدار میشی دوتا انتخاب داری : یکی اینکه چشماتو ببندی دوباره بر گردی به رویاهات .یا اینکه چشماتو باز کنی دنبال رویاهات بری تو بیداری پیدا کنی.!!! انتخاب با خودته!!!

اگه عکسم تو قاب شیشه ایی روی دیوار اطاقت جا خوش کرده و با دیدنش به یادم میفتی. بجاش عکس یادت تو قاب دلم خونه داره و همه لحظه ها با اونا زندگی میکنم.

اگه فقط سه ثانیه وقت داشته باشم : یک ثانیه نگات می کنم .دو ثانیه بوست می کنم . سه ثانیه میگم دوست دارم............................................................... من زندممممم

   نظر فراموش نشه OK 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 18:49  توسط محمدرضا عاشق  | 

 


گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست


بين منو عشق تو ولي فاصله اي نيست


گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن


گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست


پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف


تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست


گفتي که کمي فکر خودم باشم آنوقت


جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست


رفتي و خدا پشت و پناهت به سلامت


بگذار بسوزد دل ما مسئله اي نيست

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 18:18  توسط محمدرضا عاشق  | 

 
نمیدونه دوسش دارم

نوشته های پیشین

report phishing report abuse